
در آخرین روزهای تابستان، خانواده ناصر (راوی داستان) در تب و تاب باز شدن مدرسه هستند. پدر ناصر، دشت بان است و در باغی، در کنار رود الوند (در نزدیکی قصر شیرین) زندگی می کند. جنگ به آنها هجوم می آورد و به یکباره کوچ مردم شهر و روستا آغاز می شود. ناصر و خانواده اش نیز به ناچار همراه می شوند. مردم شهر پیاده از پیش روی دشمن می گریزند. اما صبح روز بعد دشمن جاده را می بندد و شکار آغاز می شود. ناصر و خانواده اش به یکی از دره های اطراف می گریزند و در غاری مستقر می شوند. پدر ناصر، برای کمک به مردم شهر می رود و ناصر، گلنار (خواهر)، مادر و پدر بزرگ می مانند. پس از چند روز پدر زخم خورده باز می گردد. دشت بان همچنان که روایت گر مبارزه این خانواده است ، از سوی دیگر جا به جا عشق مردم به هم را به تصویر می کشد. داستان ماجراهای مختلفی را بازگو می کند. زمستان سر می رسد و آن ها مجبورند با طبیعت خشمگین هم مبارزه کنند.
کتاب: امیر گلها نوشته : سید حسین سیدی انتشارات : نسیم اندیشه

شرحی مختصر از زندگی، شخصیت و آراء و سیره حضرت علی(ع) با استناد به آیات و روایات در این اثر ارائه شده است. در فصل اول شمایل ظاهری حضرت علی و رفتار او در خفتن، خندیدن، خوردن، نوشیدن، آراستگی ظاهری، بهداشت، پاكدامنی، شكیبایی و مدیریت ارائه شده سپس مجموعهای از فعالیتهای اقتصادی، فرهنگی، عبادی، سیاسی و شركت آن حضرت در امور اجتماعی و امور خیریه ارائه شده است. سیره حضرت علی و جلوههای اندیشههای آن حضرت درباره خدا، طبیعت، حیوانات و همزیستی و روابط اجتماعی در فصلهای بعدی بحث شده است."
کتاب : جانستان کابلستان نوشته : رضا امیرخانی انتشارات : افق

رضا امیرخانی در سال 88 سفری چند روزه به افغانستان داشت که حاصل این اتفاق یک سفرنامه با نام "جانستان کابلستان" شده است. این سفر که یک مسافرت شخصی و برای ملاقات با چند دوست افغان و دیدار از شهرهای مهم این کشور بود با ماجراهای غیرمنتظره و جالبی برای این نویسنده همراه شد که این ماجراها گاهی هیجان انگیز است، گاهی طنزآلود و گاهی هم به آشکار شدن حقایق دردناکی می انجامد.
در این سفرنامه امیرخانی تنها در محدوده سفرش به افعانستان نمی ماند، بلکه به تاریخ و آینده، سیاست و اقتصاد و وقایع روز و گاه موضع بندی درباره اتفاقاتی معطوف می شود که این نویسنده همیشه در برابرشان سکوت کرده است.
کتاب : فصل پنجم سکوت نوشته : محمدرضا بایرامی انتشارات : کانون پرورش فکری

مرتضی» پسر هفده ساله و ملقب به «مرتضی گاری» است که در جنوب شهر در منطقه فقیرنشین به اتفاق پدر و مادرش زندگی میکند. پدر و مادر نسبت به تحصیل وی بیتفاوت هستند و مرتضی در کلاس چهارم مشغول به تحصیل است. او بیشتر اوقات خود را به همراه دوستانش به خوشگذرانی، فوتبال، خلافهای کوچک و... میگذراند. روزی به طور اتفاقی «فرشته»، دختر نوجوان محلّه را میبیند و او را ناخواسته تعقیب میکند. فرشته به بازار و سینما سر میزند. در فرصتی، مرتضی فرشته را از وجود موتورسواری که در تعقیب وی است مطلع میکند و باعث فرار فرشته میشود.مأموران رژیم شاه مرتضی را دستگیر میکنند، بیآنکه بداند موضوع چیست؟ او مورد بازجویی قرار میگیرد و کمکم به اسرار مهم فعالیت سیاسی فرشته پی میبرد. او کمکم با مرور خاطرات خود و بازبینی اتفاقاتی که ساده از آنها چشمپوشی کرده بود، به حقایق جدیدی میرسد. شایان ذکر است کتاب حاضر برای گروه سنی (د) و (هـ) تهیه شده است."
